مرده بُدم زنده شدم ، گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا
زَهره شیر است مرا زُهره تابنده شدم
گفت كه ديوانه نه اى، لايق اين خانه نه اى
رفتم و ديوانه شدم،سلسله بندنده شدم
گفت كه سرمست نه اى ، رو كه از اين دست نه اى
رفتم و سرمست شدم ، وز طرب آكنده شدم
چشمه خورشيد تويى ،سايه گه بيد منم
چون كه زدى بر سرمن، پست و گدازنده شدم
گفت كه با بال و پرى ، من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش، بى پر و پر كنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی
شمع نی ام جمع نی ام دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری ، پیش رو و راهبری
شیخ نی ام پیش نی ام امر تورا بنده شدم
گفت كه ديوانه نه اى، لايق اين خانه نه اى
رفتم و ديوانه شدم،سلسله بندنده شدم
گفت كه سرمست نه اى ، رو كه از اين دست نه اى
رفتم و سرمست شدم ، وز طرب آکنده شدم
چشمه خورشيد تويى ،سايه گه بيد منم
چون كه زدى بر سرمن، پست و گدازنده شدم
گفت كه با بال و پرى ، من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش، بى پر و پر کنده شدم
نظرات کاربران
نکات مورد نظر
در نظرات خود به هیچ شخصی توهین نکنید.
نظرات خود را به صورت پارسی تایپ کنید.
لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.