اسپـــشــیــال

میلاد بابایی 13 آبان 1394

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی بنام اثر انگشت

55
3.3
دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی بنام اثر انگشت با بالاترین کیفیت

Download New Music Milad Babaei – Asar Anghosht

ترانه : علیرضا آذر , آهنگ : میلاد بابایی و علی تیرداد , تنظیم : میلاد بابایی 

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

متن آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی بنام اثر انگشت :

روز میلاد من است آمده ام دست کشم/به سر و گوش عرق کرده دنیای خودم
قول دادم که در این شعر فقط من باشم/تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم
رد انگشت تو بر سینه سیب است هنوز/من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست/من خریدار تن و جای کمربند شدم
شک نکن بی من از این ورطه گذر خواهی کرد/به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن
من که از منطق و دستور حقیقت گفتم/به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید/من همین نبش چنار و چمنم فکر نکن
قول دادم که در اندیشه خود حبس شوم/دل به بالا و بلندای خیالی ندهم
دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس/به تن هیچ عقابی پر و بالی ندهم
تو که رفتی پی تاب و تپش رود ، برو/به قدم های اسیر لجنم فکر نکن
من به دستان خودم گور خودم را کندم/به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن
من محالم ، تو به ممکن شدنم فکر نکن/و به آلودگی پیرهنم فکر نکن
گر چه رو زخمی ام و دست کج و تند زبان/به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن
تو که از منزل منقل تبر آوردی باز/هی به آیا بزنم یا نزنم ، فکر نکن
بخت نامرد بزن ، بد به دلت راه نده/به غم انگیزی فرزند و زنم فکر نکن
نفسی تازه کن و ارّه بکش ، شاخه بریز/به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن
شک نکن بی من از این ورطه گذر خواهی کرد/به نشانی که نماند از بدنم ، فکر نکن
من که از منطق و دستور حقیقت گفتم /به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با اینهمه هر وقت غمی شیهه کشید/من همین نبش چنار و چمنم ، فکر نکن

یا که خاکی به سر آینه بکر کنید/یا از اینجا به غبار سخنم فکر کنید
شانه بر شانه هم ، پشت به هم ساییدند/خرده شنها صف و صف پشت هم انبوه شدند
مثل واگیرترین حادثه دورم کردند/قطعه های بدنم بافتی از کوه شدند
قد کشیدم سر دوشم به لب ابر رسید/سر برآوردم و دیدم که چقدر الوندم
عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد/قامتش را سر سبابه خود می بندم
عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کرد/کولی دشت شوم ، معرکه آغاز کنم
دردلم آهن تفتیده بسیاری هست/وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم
آنچنان مست کنم ، روح بچرخد در من/آنچنان نعره زنم سقف زمین چاک شود
آنچنان شانه بلرزانم و هی هی بکنم/که برای همه دشت خطرناک شود
این تهوع که مرا هست تورا خواهد کشت/آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است
میرود بمب دلم فاجعه آغاز کند/هر کسی دورتر است ، عاقبت اندیش تر است
ناگهان شد که زمین نبض جنونش زد و بعد/خونم از حلق به جوش آمد و نابود شدم
در جهانی که پر از فرضیه های شدن است/واقعا سوختم و باختم و دود شدم
آنکه جان کند و خطر کرد و به بالا نرسید/آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید/کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
زیر خاکسترم انگار دری باز شد و /ساقه سیب شدم ، حسرت حوّا برخواست
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک/گرد و خاک از لبه عقد ثریا برخواست
شاخه در شاخه فریبم ، سبدی سیب بچین/دامنی از تب گندم ببر و نانش کن
با سکوتی که تو داری ، سر زا می میری/بغض اندوخته را لو بده ، عصیانش کن
شاخه هایم هوس پنجه چیدن دارند/من درختم تو به اندازه من انسانی
من اسیرم ، تو برو شاخ زمین را بشکن/گور بابای سر و این همه سرگردانی
منطق جاذبه در فلسفه اش پنهان بود /تا که تقدیر به دستان من افتاد از دست
جذبه ذهن زمین زیر معما می ماند/پاسخ از دامن من بود اگر کشفی هست
میوه از دامن من بود اگر روز هبوط/آدم از وسوسه افتاد زمین انسان شد
آه اگر سیب نبود عشق چه باید می کرد؟/من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد
رد انگشت تو بر سینه سیب است هنوز/من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست/من خریدار تن و جای کمربند شدم
رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم/شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد
موج کف کرده و طوفانی و بی ماه و نگاه/دل به این ورطه تاریک سپردن دارد
رد انگشت تو بر گودی فنجان من است/از کجا دست به آینده فالم بردی؟
همه دیدند که یک سیب معلق دارم/لعنتی ، پیش خودم زیر سوالم بردی
رد انگشت تو بر پیرهن پاره من/برتنم جز اثر مرگ مگر چیزی هست؟
در لباسی که از این معرکه ها میگذرد/سایه بی سر و پایی است اگر چیزی هست
رد انگشت تو بر حلق من و حلق خودت/هر دوتامان سر کیفیم که مرگ آمده است
کفن گرم به تن کن که در این قبر غریب/پیش پای من و تو باز تگرگ آمده است
پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم/روبرو بودن با عشق جگر میخواهد
این قمار عاقبتش جان مرا می بازد/با تو سرشاخ شدن ، دست قدر میخواهد
زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید/خیز بردار ببینم خطری هم داری؟
زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم/عشق من ، ارّه تن تیز تری هم داری؟
تند و کندی ، همه مسئله این است فقط/خنجرت کند و عجولی که رگی باز کنی
مثل پایان غم انگیزترین کرم جهان/سعی داری که پس از مرگ خود آغاز کنی
مثل گاوی که زمین خورد ، خودم را خوردم/تو در اندیشه آن پیله به خود چسبیدی
قصه از کوه به این گاو رسیده ، تو بگو/غیر پروانه شدن ، خواب چه چیزی دیدی؟
پای در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد/قد پاهای خودت کفش به پا کن گل من
فکر همزیستی با من بیگانه نباش/جا برای خود من باز نکرد آغل من
نره گاوی که در اندیشه نشخوار خود است/پای بشقاب هزاران زن هندو خوابید
گاو کف کرده و خرناس کش قصه شدم/تا دهان و شکمی هست مرا دریابید
شقّه هایم سر میخ است ، به آتش بکشید/زیر خاکستر این شعر کبابش بکنید
این بتی را که به دستان خودم ساخته ام/مفصل از هم بدرارید و خرابش بکنید
زیر خاکستر این شعر کبابم بکنید/مابقی را بگذارید که سگها ببرند
مردهایی که به دل حسرت دختر دارند/شاخ ها را بفروشند و عروسک بخرند
نره گاوی که منم ، پای خودم مسلخ من/گوشه لیز همین ذهن زمین خواهم خورد
ترسم این است اگر جبر به ماندن باشد/مرگ بی حوصله از یاد مرا خواهد برد
ترسم این بود ، همان بر سر شعرم آمد/سینه کوه و تن باغ خیابان شده بود
کوه و حیوان و درختان همه خاموش شدند/وقت سوسو زدن حضرت انسان شده بود
قدسیان بر سر هم صحبتی ام چانه زدند
بوسه بر قامت این نوبر بیگانه زدند
ریسه از تاک کشیدند و به کاشانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
گم شدم ، طرد شدم ، تار تنیدم به سکوت
تشنه کف کرده و تفتیده در عمق برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت/با من راه نشین باده مستانه زدند
من بد آورده دنیای پر از بیم و امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید
سیب ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید
آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه کار به نام من دیوانه زدند
وقت لب بستن خود ، همهمه را عذر بنه
سگ که با گرگ بجوشد ، رمه را عذر بنه
حق و ناحق شدن محکمه را عذر بنه
جنگ هفتاد و دو ملت ، همه راعذر بنه/چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند
آخ اگر زودتر از من به زمین می افتاد
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد
دست بردم که نجاتش بدهم ، دست نداد
شکر آنرا که میان من و او صلح افتاد/حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
گرچه خوب است که با شعله بپیوندد شمع
بی حظور نفس نور ، نمیگندد شمع
پای دل را به دلی سوخته میبندد شمع
آتش آن نیست که از شعله آن خندد شمع/آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
من سوالم ، پر پرسیدن و بی هیچ جواب
مرده شور شب و روز من و این حال خراب
دل به دریاچه حافظ زدم از ترس سراب
کز چو حافظ نه کشید از رخ اندیشه نقاب/تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
مثل من چشم به قلاب جهانت داری/ماهی کوچک گندیده دریاچه شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای/جغد ویرانه نشین ، بوف زمین خورده کور
گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید/گرچه از خون خودم خوردی و فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدی و شکستم دادی/هر بلایی که دلت خواست سرم آوردی
گرچه داغم زده ای باز زنیّت داری/پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست
من که آبستن دنیای پر از تشویشم/خوش به حال تو که آسودگی آبستن توست

لینک های دانلود آهنگ

راهنمای دانلود

برای دانلود روی لینک کیفیت مورد نظر کلیک راست کنید و بعد Save Link As ... را بزنید

لینک آهنگ
https://pop-music.ir/?p=25195

نظر شما در مورد این آهنگ چه بود؟

15 رای

نظرات کاربران

55 نظر ثبت شده
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نکات مورد نظر

در نظرات خود به هیچ شخصی توهین نکنید.
نظرات خود را به صورت پارسی تایپ کنید.
لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

  • هاچ 16 مهر 1395
    0 0

    روزهای زیادی رو تمام مسیرم رو گوشش کردم و نفهمیدم 16 دقیقس

    پاسخ
  • هاچ 16 مهر 1395
    0 0

    حرف از یک شوق به عشقه که طرف مقابلش لیاقت این حجم از تمنا رو نداشته
    همییییییییییییییییییین.
    هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

    پاسخ
  • SaRa 12 شهریور 1395
    0 0

    مثل همیشه عالی… 😉

    پاسخ
  • جواد 02 تیر 1395
    0 1

    عالی بود استاد اذر فوق العاده اید
    شعر سنگینه خیلی سنگیه و واقعا درک زیادی میخواد … اگر این درک رو نداری دوستان … اونایی که شعر میفهمن میدونن این شعر و دکلمه عالیه..ن نظر ندید

    پاسخ
  • غزل 31 اردیبهشت 1395
    0 1

    استاد آذر واقعا واژه ی استاد برازنده ی شماست…
    اقا میلاد هم زیر سایه ی شما خواننده ی بزرگی میشه
    این همکاریتون همیشه پایدار باشه ان شاء الله…
    _______________
    دوستانی که سر از شعر و ادبیات و موسیقی در نمیارن نظر ندن که 16 مگ چه خبره و این حرفا!

    پاسخ
  • فاطمه 30 فروردین 1395
    0 0

    علیرضا آذر عالی ترینه هرچی بخونه به دله من یکی که میشینه موفق باشه???

    پاسخ
  • سید عباس محمودی 18 فروردین 1395
    0 0

    همه دیدن که یک سیب معلق دارم لعتی پیش خودم زیر سوالم بردی
    ممنونم از استاد علیرضا اذر
    استاد من متولد 13 ابان هستم و توی زندگی مشترک خانت دیدم
    استاد تمام شعر هات را اینگار فقط برای من میخوانی .. تا جای که احساس
    کردم همزاد هم هستیم و قصد دیدنت داشتم
    تمام اشعارتونو از حفظم
    (سال من از اواسط پاییز)
    زنده باشی ایشالا

    پاسخ
  • زهرا 06 فروردین 1395
    0 0

    عالیه
    :love:

    پاسخ
  • دیما 05 فروردین 1395
    0 0

    خیلی خیلی ممتاز بود .. بی نهایت این کار رو دوست دارم … افتخار میکنم به شاعران و هنرمندان مملکتم

    پاسخ
  • best 15 بهمن 1394
    0 0

    اخه میلاد بابایی چچیکاره ی این دکلمه س؟
    فقط چارتا بیت خونده. شعر و دکلمه مال کس دیگس. عشق است و علیرضا اذر
    کسی ک شعر حالیشه میفهمه

    پاسخ
    • SaRa 12 شهریور 1395
      0 0

      یه حسی بهم میگه آهنگسازش میلاد بابایی و علی تیرداده و هم توی دکلمه خونده…حالا نمیدونم حواست نبوده یا نمیخواستی بدونی…به هر حال خواستم یهت اطلاع بدم… 😉

      پاسخ
Music
Ready to play
00:00
00:00